نظرات شما را درباره جنگنده کوثر خواندم. همچنین خیلی خوشحال شدم که دیدم یکی از خلبانان کشور آقای فروهر و همچنین برخی از اعضای فروم Military.ir هم در کانال بودند و نظرات خیلی زیبایی در این زمینه ارائه کردند که استفاده بردم.

 اما از 16 نفری که در این حوزه به بنده پیام دادند، 11 نفر نظرات منفی داشتند از قبیل اینکه کپی کاری بوده است، پیشرفت خاصی صورت نگرفته است و ما تازه رسیدیم به تکنولوژی 50 سال پیش آمریکا و ...

 

اما برای اینکه بحث خود را به درستی پیش ببریم، باید چند مسئله را ابتدا شفاف‏سازی کنیم. اولین نکته که در این مقاله به آن خواهم پرداخت، این است که من مخالف سروصدا و بزرگنمایی هستم، ولی با کپی و پیست فعلا مشکلی ندارم، مخصوصا در زمینه فناوری‏های خیلی بالا (HighTech) که به صنایع اویونیکز و نویگشین و رهگیری و رادار و ... مربوط می‏شود.

 چین هم که امروز به این سطح از قدرت در زمینه‏های گوناگون رسیده است و توانایی ساخت جت جنگنده نسل چهار با راهبری ماهواره‏ای (به لطف ماهواره پوزیشنینگ BeiDou) دارد، به خاطر اتخاذ یک تصمیم درست در زمینه توسعه بود.

 

چین در زمان سیاست درهای باز (و همچنین شیفت کشور از کمونیسم به لیبرالیزم) در زمان دنگ شیائوپینگ و دیگر دوستان داس و چکش باز تواب که به سمت لیبرالیزم آمده بودند، تصمیم بسیار خوبی را برای صنعتی کردن چین گرفتند، آن هم کپی و مهندسی معکوس تجهیزات وارداتی بود.

بعد این تصمیم، چین کل این 50 سال را مهندسی معکوس و کپی کاری کرد و بعد از به دست آوردن دانش‏های پایه (ایده، نحوه ساخت، تجربه و...) اکنون به سمت نوآوری و خلاقیت و ایجاد طرح‏های بومی و نو رفته‏اند (بهترین رویکرد برای خودکفایی در زمینه فناوری از غرب و آمریکا).

 

مهندسی معکوس یک خوبی دارد، این است که شما یک محصول آماده دارید، حال با علم مهندسی تلاش می کنید ایده‏های طراحی و پیاده ‏سازی آن را استخراج و پیاده‏سازی مجدد کنید.

 در این راه علاوه بر به دست آوردن دانش ساخت مثلا جنگنده F5، در یک بازه زمانی کوتاه ‏تری هم به یک جنگنده می‏رسید که نیازهای فعلی شما را تا حدی پاسخ دهد.

 چون با این رویکرد دیگر نیاز نیست حل مسئله انجام بدهید، طرح و الگوریتم ها و ساختارها را آزمایش و چندین بار پیاده سازی کنید و ... چون قبلا همه این کارها صورت گرفته است و نتیجه آن یک محصول شده است که در دستان شما است. شما کافی است که آن را مهندسی معکوسی کنید و ایده ها را استخراج کنید.

 

بعد از به دست آوردن دانش پایه ساخت یک ایرفایتر مانند F5 با استفاده از مهندسی معکوسی، در نهایت هم می‏توانید با پژوهش و توسعه (Research and Development) آن دانش خام و ساده و همچنین طرح هایی که استخراح شده است، را توسعه | بهبود بدهید تا به فناوری‏های روی لبه یا همان Cutting Edge و همچنین نتایج مطلوب دلخواه خود برسید.

 از همین روی، مهندسی معکوس این جنگنده اف 5 تایگر 50 سال پیش ایالات متحده آمریکا یک دست آورد، بسیار بزرگ نیست (مانند آن چیزی که در رسانه‏های ایرانی اعلام شد) و همچنین آنقدر هم بد و مزخرف نیست (مانند آن چیزی که در رسانه های غربی گفته شد).

 خلاصه همین چیزی که اکنون با مهندسی معکوس به دست آورده شده است را میتوان با پژوهش و توسعه همین کانسپت در 10 سال به یک جنگنده نسل چهار واقعی با پشتیبانی ارتباطات ماهواره‏ای و سطح نرم افزاری و سخت افزاری کاملا داخلی رسید.

 البته در مقالات بعدی بیشتر در این مورد صحبت می‏کنم، مخصوصا رویکرد چین که چطور با مهندسی معکوسی و کپی کاری صحیح توانست در کمتر از 50 سال قطب فناوری شرق شود و ما چطور میتوانیم از آنها درس بگیریم.

 پاشنه آشیل این مملکت در پژوهش و توسعه است که بنده در مقالات بعدی پژوهشات خود را با شما در این زمینه اشتراک میگذارم که چطور باید یک محصول مانند اف 5 تایگر را مهندسی معکوس کرد و به چه شکلی میتوان آن را توسعه داد.

 

به کانال بنده جوین شوید: @miladkahsarialhadi